![]() |
![]() |
|
| ستارگان کویر یزد |
|
شبکه فیزیک هوپا:اغلب کسانی که مقالات فلسفه علم و موضوعات مرتبط با آن را دنبال می کنند و یا بر روی شبکه به دنبال مقالات فارسی با موضوعات متعدد فلسفه علم می گردند با آثار مهندس کسرایی آشنایی دارند...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Sun 3 Aug 2008ساعت 19:14 توسط جستجو گر علم |
|
|
نیلز بور (1962-1885)، از بنیانگذاران فیزیک کوانتوم، در مورد چیزی که بنیان گذارده است، جمله ای دارد به این مضمون که اگر کسی بگوید فیزیک کوانتوم را فهمیده، پس چیزی نفهمیده است. من هم در اینجا می خواهم چیزی را برایتان توضیح دهم که قرار است نفهمید!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Thu 27 Mar 2008ساعت 10:55 توسط جستجو گر علم |
|
|
یونانیان باستان ، عالم را متشکل از چهار عنصر آتش ، خاک ، آب و هوا میدانستند. امروزه دانشمندان بکمک این عناصر ، تمام اجزای تشکیل دهنده جهان را آن طور که هست ، توضیح میدهند. آتش بیانگر انرژی بوده و سه عنصر دیگر نشان دهنده سه حالت از ماده جامد ، مایع و گاز میباشند. بر طبق این تقسیم بندی ، مواد جامد دارای شکل و ابعاد مشخصی بوده و همچنین جرم ، حجم و وزن مشخصی دارند.
مایعات و گازها شاره هستند، یعنی جریان مییابند. این اجسام شکل معینی ندارند و شکل ظرفی را که در آن قرار دارند بخود میگیرند، در حالیکه مقدار معینی دارند. مثلا مقدار آب ، دی اکسید کربن ، هوا ، شیر و غیره جرم قابل اندازه گیری و معینی دارند، اما نمیتوانند همانند جامدات با اعمال نیروی پس زنی کشانی ، در مقابل تغییر شکل ، مقاومت کنند سال و مال و حال و اصل و نسب و بخت و تخت بادت شهریاری برقراری بر دوام سال خرم،فال نیکو،مال وافر،حال خوش اصل ثابت،نسل باقی،تخت عالی،بخت رام سال نو فرخنده باد یا حق ستارگان کویر یزد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Mon 17 Mar 2008ساعت 8:58 توسط جستجو گر علم |
|
|
اینکه اجسام جرم خود را از کجا به دست میآورند یکی از عمیقترین اسرار طبیعت است. اکنون یک گروه از محققان فرضیه ای پیشنهاد کردهاند که بر مبنای آن جرم محصول تعامل میان ماده و خلا کوانتومی در کیهان است ....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Mon 17 Mar 2008ساعت 8:50 توسط جستجو گر علم |
|
|
دانشمندانی که امیدوارند از نقاط کوانتومی به عنوان واحدهای ساختمانی نسل جدید رایانهها استفاده کنند، روشی برای ایجاد ارتباط بین آنها پیدا کردهاند ....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Mon 17 Mar 2008ساعت 8:49 توسط جستجو گر علم |
|
|
عکس گرفته شده بخشی از یک شبیه سازی ابر رایانه از جهان است که منطقه نا همواری را نشان می دهد که هر سطح ان 1.5 میلیارد سال نوری وسعت دارد.درمرکز این منطقه نا هموارشیء درخشانی به صورت یک خوشه ی کهکشانی که حدود یک میلیون میلیارد برابرجرم خورشید است ، وجود دارد. در بین رشته هایی که بیشترین جرم جهان را اندوخته اند و بسیار بزرگ هستند ، محدوده ی خلاء، تقریبا خالی از ماده است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Mon 17 Mar 2008ساعت 8:48 توسط جستجو گر علم |
|
|
تا سال 1900 فیزیک کلاسیک به اوج شکوفایی خود رسیده بود از توصیف حرکات سیارات گرفته تا تشریح انتشار نور(پدیدههای تداخل – پراش –قطبش) و ماهیت آن به عنوان یک موج الکترومغناطیس،قوانین ترمودینامیک و نظریه جنبشی قادر به توصیف دقیق رفتارتمامی پدیدههای شناخته شده ....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Mon 17 Mar 2008ساعت 8:46 توسط جستجو گر علم |
|
|
ما به جايي رسيدهايم كه كه بدون حل كردن برخي از مشكلات و مسايل فيزيك، نميتوانيم در مورد حقايق و پديدههاي جالب و شگفتانگيز ديگر فيزيكي، اطلاعات بيشتري كسب كنيم. براي درك مفاهيمي مثل خاستگاه و بنياد جهان هستي، سرنوشت نهايي سياهچالههاي فضايي يا امكان سفر در زمان، نياز داريم كه بدانيم جهان هستي چگونه ادامهي حيات ميدهد.
جهان هستي چگونه برپاست؟ آيا "ضدجاذبه"ي اينشتين واقعاً يك اشتباه بود؟ چرا ما در سه بعد زندگي ميكنيم؟ آيا سفر در زمان امكانپذير است؟ آيا ما در يك صافي كهكشاني زندگي ميكنيم؟ جهان هستي از چه چيز ساخته شده است؟ اين سوالهاي من از كجا ميآيند؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Fri 14 Dec 2007ساعت 12:18 توسط جستجو گر علم |
|
|
ما در مطالعه خود و محیطمان از چه روشی استفاده می کنیم ؟ فرض کنید میخواهید با شهری آشنا شوید که برای شما ناشناخته هست ، برای آشنایی ، هم میتوانید با اتومبیل در خیابانهای اصلی و فرعی و کوچه پس کوچه های آن بگردید و یا اینکه از نقشه استفاده کرده یا بر فراز شهر پرواز کنید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Fri 14 Dec 2007ساعت 11:41 توسط جستجو گر علم |
|
|
ستارهشناسان با مطالعه تابشهاي رسيده از يك كهكشان دور دريافتهاند كه پرتوهاي پر انرژي گاما چند دقيقه ديرتر از فوتونهاي كم انرژي تر رسيدهاند. اين پديده نسبيت اينشتين را زير سوال ميبرد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
Thu 11 Oct 2007ساعت 19:50 توسط جستجو گر علم |
|
|
+ نوشته شده در
Sat 29 Sep 2007ساعت 19:37 توسط جستجو گر علم |
|
|
مذاهب گوناگون در تاريخ بوجود آمده، تكامل يافته و از بين رفته اند. آنچه اساسأ در همه آنها مشترك است اعتقاد به يك سري اصول متافيزيكي است. در كلي ترين شكل خود اصول متافيزيك عبارتند از نظريات ما درباره منشا جهان، ساختمان جهان، و آينده جهان. هرچند پيشرفت علم و دانش بشر از معماهاي بيشتري پرده برداشته و عمق و گسترش بيشتري مييابد، وليكن اين سوألات كماكان برجاي خود باقي ميمانند. مثلأ با مشخص شدن منشأ منظومه شمسي، ساختمان ، و آينده آن، همين سوألات درباره كهكشان راه شيري طرح شدند، و بعد از آن درباره مجموعه هاي كهكشان ها و غيره. در جهان بي نهايت كوچك ها، يا درك ما از اتم، سوالات درباره ساختمان جهان از بحث اتم به بحث اجزاء اتم نظير الكترون و پروتون تبديل شد، و بعد از كشف بيش از 200 جزء اتم از الكترون تا مزون، امروزه بحث هاي در باره ساختمان جهان يك سطح عميق تر شده و بحث ها بر روي كوارك ها متمركز شده است. در نتيجه بر عكس تصورتقليل گرايان، كه توسعه علم را پايان متافيزيك تصور ميكردند، واقعيت چنين نشده است. البته يك ديدگاه متافيزيكي ميتواند سعي كند بيشتر در تطابق با دستاوردهاي علم باشد، و بر ستون هاي علم استوار باشد، يا اينكه ميتواند بر دانش هزاران سال پيش استوار بوده، و بر ايمان و رأي انبيأ تكيه زند. اين انتخاب را ميتوان اساسي ترين وجه تمايز منافيزيك مذهبي از متافيزيك فلسفي دانست. به قول فرانسيس بيكن مذهب از ايمان آغاز كرده و از خرد براي اثبات خود سود ميجويد، در صورتيكه فلسفه با خرد آغاز كرده و ميتواند به ايمان ارتقاء يابد. اينكه همه مكاتيب فلسفي و مذاهب را بتوان اينچنين متمايز كرد نيز محرز نيست، وليكن وجود دو نوع متافيزيك مذهبي و فلسفي غير قابل انكار است، وآشكار است كه داشتن يك ديدگاه عمومي از جهان كمك ميكند كه انسان جايگاه خود را در كليت بزرگتري درك كند و زندگي غني تر و پر معني تري را دنبال كند. البته در فرهنگهاي گوناگون متافيريك و نياز به آن متفاوت بوده است. مثلأ در متافيريك مذاهب ابراهيمي، اعتقاد به يك خدا كه خالق اين جهان است وجود دارد، و آن خدا از طريق ارسال پيامبران خود، اراده خود براي بشر را تعيين نموده است. در اين ديدگاه مناسبت انسان و كل هستي، رابطه خالق و مخلوق است، گوئي كه اين خدا بسان انسان ابزار ساز، محصول مي آفريند، و يا همچون موجودات بيولوژيك، فرزند توليد ميكند. اكثر متفكرين مذاهب ابراهيمي، تصوير خدا-شخصي از هستي دارند، تا جائي كه انسان را نه فقط مخلوق، بلكه حتي "بنده خدا" ميخوانند. اما از سوي ديگر متافيزيك مذهب بودائيسم بيشتر به متافيزيك فلسفي شباهت دارد تا به متافيريك مذهبي. مثلا در متافيزيك بودائيسم، درك از هستي، يك درك تكاملي است، ولي لارم به ذكر است كه هرچند بيان فلسفي بودائيسم همانند فلسفه هگل است، ولي بودائيسم در واقع پراتيك تعمق انديشمند Meditation است، كه مساوي توضيح فلسفي اش نيست . از سوي ديگر لازم به يادآوري است كه اعتقاداتي نظير تناسخ در بودائيسم، با علم در تطابق نيستند. وليكن به هر حال بودائيسم خدا پرستانه نبوده، و دركش از هستي نظير سيالي است كه انسان در حالت تعمق انديشمند، طنين آنرا در وجود خود مييابد، و اين درك فرسنگها از متافيزيك مذاهب ابراهيمي با خداي خالق، و انسان مخلوق فاصله دارد. و لازم به تذكر است كه بودائيسم تفاوت اساسي با صوفيگري دارد، به اين معني كه اولي بويژه Zen بسيار علم گرا ست، در صورتيكه صوفيگري ضد علم است، هر چند فرقه هائي نظير شاه مقصودي، با سوء استفاده از بحث هاي شبه علمي، خرافات Cult خود را توجيه مي كنند. برگردم به مبحث متافيزيك در فلسفه. متافيزيك فلسفي در فلسفه افلاطون و ارسطو در عصر باستان طرح شده است. مثلأ افلاطون تئوري شكل forms را طرح ميكند كه مبناي تمام بحث هاي تقدم ماده و فكر درقرون وسطي ميشود، و بالاخره در قرن بيستم، فلاسفه اي نطير ويليام جيمز، اِين بحث متافيزيك فلسفي را در پرتو دستاوردهاي علم كنوني ديگر پايان يافته اعلام كردند. از سوي ديگر ارسطو در عصر باستان بحث متافيزيك فلسفي مونيسم و پلوراليسم را طرح كرده، و در كتاب متافيزيك خود مينويسد كه در ترتيب *درك* جهان، تقدم از پلوراليسم به مونيسم است، در صورتيكه در ترتيب *توضيح* جهان، تقدم از مونيسم به پلوراليسم است. اين مبحث متافيزيك فلسفي كماكان از موضوعات مهم جهان شناسي و فلسفه سياست است. در عصر روشنگري، متافيزيك فلسفي آناليز دكارت، ناقوس پايان تفكر قرون وسطي را نواخت، و راه گشاي متد علمي مدرن شد. اسپينوزا با پانتئيسم وحدت وجود، ياد آور شرق شد، هرچند علت غائي Teleology ارسطو را حذف كرد. اما با وجود حذف علت غائي، متافيزيك اسپينوزا خدا پرستانه است، در صورتيكه متافيزيك ارسطواساسأ خدا پرستانه نيست. و بالاخره لايبنيتس Leibniz با متافيزيك فلسفي جديدي بنام مونودولوژي Monadology ، مدل جديدي از انديشه پلوراليستي را ارائه كرد، كه نتنها به پايه گذاري منطق رياضي توسط خود وي انجاميد، بلكه امروز بعد از دو قرن، با پيشرفت هاي فيزيك كوانتا و تئوري اطلاعات، مونودولوژي مدل مناسبي براي درك ساختمان جهان به دست ميدهد، كه موئلفه هاي آن عنصر اطلاعات را هم در خود حمل ميكنند. در قرون نوزدهم و بيستم، پوزيتويستها و دانشمنداني نظير Carnap، پايان عمر متافيزيك را اعلام كرده و مدعي شدند علم براي توضيح جهان كافي است. اما مباحثات فيزيك نو در زمينه هاي مباحث متافيزيك فلسفي، نظـير موضوع عليت Causality، نشان داد كه اعلام پايان متافيزيك تخيلي بيش نيست. در ميان سوسياليست ها، ماركس و انگلس از طرفي در نوشته هائي نظير مقدمه " آنتي دورينگ"، كه نوشته انگلس با تأييد ماركس است، پوزيتويست هستند. و از سوي ديگر، در نوشته هاي ديگري نظير" فلسفه طبيعت" و "لودويگ فوئر باخ و پايان فلسفه آلمان"، سيستم متافيزيك فلسفي ماترياليسم ديالكتيك را ارائه ميدهند، كه بعدها با نقد لنين از پوزيتويسم و آگنوستيسم، سيستم فلسفي تمام وكمالي شد، كه به مذهب امپراطوري شورو ي تبديل شد، و نه تنها جلوي رشد انديشه هاي جديد متافيزيك فلسفي در بلوك شرق را گرفت، بلكه خود نيز از پيشرفت باز ايستاد، و علم اواخر قرن نوزده كه پايه نظرات انگلس بود، نظير علم مبناي انجيل و تورات، خارج از محدوده زماني اش متحچر شد، و قاصدان علم نو را بخاطر تكفير مذهب ماترياليسم ديالكتيك به صليب كشيدند. متافيزيك فلسفي ماركسيستي كه براي كمك به درك علم قرن نوزدهم تدوين شده بود، به متافيزيك مذهبي يك رژيم استبدادي مبدل شد، زمانيكه بسياري از اصولش نظير تبديل كميت به كيفيت، يا تقدم فكر و ماده اهميتي در علوم جديد نداشتند، و موضوعات مورد مطالعه علوم جديد، چه مستقيم و چه غير مستقيم بوسيله حواس ما قابل تبيين نبوده، و به شكل رياضي و بعدها از طريق كامپيوتر تبيين ميشدند، كه حتي با آنچه لنين ميخواست از ارتدكسي ماركس و انگلس تدوين كند هم، فرسنگها فاصله گرفته بود. و لي براي كشيشان معبد كمونيسم اين ها مهم نبود، چرا كه اينان نگهبانان ايمان بودند و نه خرد، همانگونه كه از فرانسيس بيكن نقل كردم. ديگر آنكه بخشي از كمونيستهاي مخالف تحول مسالمت آميز، اصل تضاد را بر جسته كردند و ديگران اصول ديگر ماترياليسم ديالكتيك را برجسته نمودند . و از كساني كه در پنجاه سال اخير كارهاي با ارزشي در زمينه متافيزيك فلسفي ارائه كرده اند، بايستي از كارل پاپر نام ببرم و بويژه در عرصه پلوراليسم و استنتاج، هرچند امروز دربارهمخالفت او با استقراء Induction ، نقد هاي جديدي طرح شده اند، كه خود معرف متحجر نبودن متافيزيك فلسفي پويا، كه چنين بحث هاي فلسفي را امكان پذير ميكند. خلاصه كنم ديدگاه هاي متافيزيكي انسان در زمانهاي ضعف علم اساسأ به شكل مذهبي بيان ميشده است. در تاريخ باستان هرچند ارسطو متافيزيك را به شكل غير مذهبي مدون كرد، وليكن پيروان وي در قرون وسطي جامه مذهب مسيحيت براو پوشانده و غسل تعميدش دادند، و در شرق جبه اسلامي بر تنش كردند. ديدگاه متافيزيكي مذهب متقابلأ بر روي دولت تأثير گذاشته، و به اين طريق بر فرهنگ و اخلاق جامعه مستولي شده، و گوئي از ماوراء الطبيعه اين جهان را هدايت ميكرده. در نتيجه دولت نيز به پاسدار اصول متافيزيكي تبديل ميشود، كه اساسأ لايتغير تصور ميشدند، و اين حتي در شكل غير مذهبي ماركسيستي آن صادق بود. جوامع غرب نيز كه مدتها با روحيه پوزيتويستي زندگي كرده اند، اينك در جستجوي يك ديدگاه عمومي از جهان، موجي از بازگشت به مذهب را شكل داده اند، چنانكه خرافات در بين بسياري از روشنفكران اين جوامع در حال نشو و نما است، و سوأل راجع به رابطه مذهب و دولت دوباره در حال طوح است. آنچه مسلم است پاسداري دولت از اصول متافيزيكي هر عقيده اي، باعث اجحاف به عقايد ديگر در زمينه قوانين، آموزش، و زندگي روزمره شهروتدان ميشود، و زاه حل در سكولاريسم كامل است |
|
+ نوشته شده در
Sat 24 Feb 2007ساعت 18:26 توسط جستجو گر علم |
|
|
امواج گرانشي (Gravitational waves) اولين بار توسط اينشتين در نسبيت عام مطرح شد و به عنوان يكي از نتايج خميدگي فضا-زمان شناخته شده است. اين امواج نبايد با امواج گرانش (Gravity waves) در فيزيك كلاسيك اشتباه گرفته شود. اينشتين پيش بيني مي كرد كه در نقاطي از فضا كه اجرام بسيار بزرگي تشكيل شده بايد نشانه ها گرانش را به شكل انرژي نيز مشاهده كنيم. (در قالب موج). سال ها هاوكينگ با تحقيقات امواجي در سياه چاله را كشف كرد كه ويژگي هايي مطابق با امواج گرانشي نداشت بنابراين آنها را مستقلا تشعشات هاوكينگ (Hawking radiations) ناميد. اثري كه امواج گرانشي بر اجرام مي گذارند تا به حال به صورت مستقيم مشاهده نشده است اما پيش بيني مي شود كه تغيير اندازه و شكل اجرام بزرگ در رصد به دليل گذشت اين امواج از مقابل آنها با سرعت نور باشد. اما در حال حتي براي توده اي از گاز نيز بايد چنين حالتي رخ دهد. گرچه اينشتين مي گفت اين اثر بيشتر در اجسام با جرم بالا ديده مي شود اما توده اي از گاز نيز به مقدار خود بايد مقدار كمي امواج گرانشي توليد كند و چنين تغييراتي در رصد براي آنها (هرچند كوچك) نيز مشاهده شود. براي اينكه اثر اين امواج را بيشتر درك كنيد دايره اي را فرض كنيد كه با گذشت زمان به بيضي تبديل مي شود و دوباره دايره مي شود. جالب تر اينكه همچنين حالتي در رصد خورشيد و ديگر اجرام نزديك به ما پيش نيامده! همانطور كه گفتيم خورشيد هم بايد در حد امواج گرانشي توليد كند و ما اثرات آن را ببينيم. اما دانشمندان دليل آن را نوسانات كم موجي پيش بيني مي كنند. ( در ديد VMR-PCR اين مقدار كم مربوط به فاصله ي كم ميان زمين و خورشيد است نه جرم كم خورشيد). VMR-PCR در كل چنين فرضي را مردود مي داند و اعتقاد دارد چنين تغييراتي به دليل گذر نور ارسالي از مناطق مختلف دنياست. همانطور كه در بخش آنتروپي دنيا و شتاب زمان بيان كرديم هرچه به مركز دنيا نزديك تر بشويم زمان با سرعت كمتري مي گذرد و به همين دليل آنتروپي نقاط داخلي كمتر شده و باعث اجتماع بيشتر اجرام در آن نواحي مي شود.
"شكل (11.1): مدل زماني VMR-PCR براي دنيا" پس اين اثر از جرم زياد اجسام نيست بلكه نوري كه از سمت آنها به ما مي رسد از مراحل زماني مختلفي عبور كرده و به نوعي داراي تابع سينوسي (يا همان كسينوسي) شده است:
"شكل (11.2): بردار تغيير حالت در رصد اجرام سماوي با جرم زياد" اما امواج گرانشي در محاسبات اينشتين جواب خوبي داشتند. پس چرا وجود ندارند؟ در ديدگاه VMR-PCR اين امواج وجود دارند اما نه با خاصيتي كه به آنها داده شده. در واقع از ديد اين تئوري اين امواج همان تاكيون هاي اپسيلون هستند كه طبق فرمول بيان شده در بخش اول (ثابت هم ارزي در جرم جسم) با زياد شدن جرم مقدار آنها نيز زياد مي شود. اما تفاوت آنها با امواج چيست و چه نقش ديگري بازي مي كنند؟ آيا قابل رويت هستند؟ اين تاكيون ها از آنجا كه به طور خالص از انرژي هستند تماما داراي خاصيت موجي مي باشند. همانطور كه در بخش هاي گذشته هم بررسي كرديم اين ذرات بايد سرعت زيادي داشته باشند (احتمالا C2). اگر سرعت آنها C2 باشد آنگاه نمي توان به هيچ وجه آنها را بررسي كرد زيرا همانطور كه مدل ديناميك VMR-PCR بيان مي كند اگر جسمي به اين سرعت برسد فضا ديگر آن را تحمل نخواهد كرد و زمان نيز به همين دليل تاثيري بر آن نخواهد داشت. (اصطلاحا فضا و زمان هر دو شكسته مي شوند). اين باعث مي شود كه اين تاكيون ها در يك لحظه هم در نقطه ي A و هم در نقطه ي B باشند. (اصلا تابع خواص حركتي نباشند). همچنين در مدل گفتيم كه گرانش در محيطي به نام محيط دوگانه ي انتشار اثر مي كند كه اين محيط تنها در سرعت C تعريف مي شود. بنابراين گرانش اصلا به اين تاكيون ها نمي رسد كه آنها را جذب كند. اما در هر حالت توسط پرتوهاي چرنكوف در دنباله ي خودشان قابل رصد هستند. حال اگر چنين سرعتي نداشته باشند پس حتما داراي كمي جرم در خود هستند و نمي توانند از اجرام بگذرند و به ناچار تجزيه مي شوند. اگر مقدار امواج پرقدرت دريافتي از اجرام (مربوط به پديده هاي ديگر نباشد) داراي نوسان باشد و كم و زياد شود اين بدين معنا خواهد بود كه اين تاكيون ها در سرعت نهايت نيستند. اما چنين فرضي احتمال بسيار كمي دارد زيرا در اين صورت اصل پايستگي از بين مي رود. (خلا بايد پيوسته نيرو توليد كند). تمامي اين موارد هنگامي است كه جرم همانند يك سياه چاله ثابت باشد. اگر جرمي در حال حركت باشد توليد چنين تاكيون هايي به نحو ديگري خواهد بود. در صورتيكه جرم در حال حركت باشد طبق معادله ي هم ارز نيرو و انرژي جرم ابتدا به نيرو و آنگاه نيرو به انرژي تبديل مي شود. اين در حالي است كه ديگر تاكيون اپسيلوني توليد نمي شود و تنها اين تبديل پارامترها است كه در بازه ي تاكيوني انجام مي گيرد. (با سرعتي بيش از سرعت نور به هم تبديل مي شوند). "شكل (11.3): تصاوير دريافتي از سحابي ساعت شني كه داراي نوسان موجي در رصد است" اما چه عواملي باعث شد تا تشعشعات هاوكينگ به عنوان امواج گرانشي معرفي نشوند؟ از عوامل اصلي اين بود كه بعد از مدتي دانشمندان دريافتند اين تشعشعات مربوط به گرما و ترموديناميك سياه چاله ها مي شوند و از نتايج اثرات كوانتومي (در مكانيك كوانتومي) هستند. دانشمندان ابتدا تبخير سياه چاله ها (كه بيشتر از اينكه جرم بگيرند جرم تبخير مي كنند) را با نوسانات موجي در رصد اشتباه گرفتند اما بعد از مدتي و با ناپديد شدن يك سياه چاله به اين نتيجه رسيدند كه اين تشعشعات همان انرژي هاي آزاد شده از تبخير جرم در سياه چاله هستند. پس چرا اين امواج به طور منظمي نوسان مي كنند؟ همانطور كه بيان كرديم اين تئوري دليل اين نوسانات را گذر نور رصدي از مراحل مختلف زماني مي داند. اين مراحل در دنيا منظم هستند اما داراي بازه ي خاصي نيستند. البته به وسيله ي امواج دريافتي مي توان دريافت كه اين مراحل به صورت لايه لايه (طبقاتي) هستند كه چنين نوسانات منظمي را ايجاد مي كنند. در واقع در مرز هر مرحله ي زماني نور نوسان بيشتر پيدا مي كند. اما پايگاه هايي هم كه براي ردگيري اين امواج شروع به كار كرده اند تا به حال امواج مشخصي از اين نوع را دريافت نكرده اند و هنوز هيچ چيز به طور قطعي ديده و اثبات نشده است. منبع:هوپا |
|
+ نوشته شده در
Thu 22 Feb 2007ساعت 21:19 توسط جستجو گر علم |
|
|
آئرودینامیک بخشی از فیزیک است که به بررسی مکانیک اجسام متحرک در گازها اختصاص دارد. و در آن بویژه به نیروهای وارد بر اجسامی که در هوا در حرکتند توجه میشود. آزمایش نشان میدهد که نیروی وارد بر جسم متحرک در هوا بستگی به شکل جسم و سرعت آن دارد. یکی از این نیروها ، نیروی رو به بالایی است که آن را بالابر آئرودینامیکی مینامند. همچنین نیرویی هم از جهت مخالف حرکت بر جسم وارد میشود که آن را مقاومت یا پس کششی آئرودینامیکی مینامند. مهندسی آئرودینامیکرشته مهندسی آئرودینامیک رشتهای است که در آن اجسام ، با استفاده از اصول شناخته شده آئرودینامیک ، به گونهای طراحی و ساخته میشوند که به هنگام حرکت در هوا اثرات آئردینامیکی وارد بر آنها بهینه شود. برای مثال هواپیماها ، اتومبیلها و کامیونها و انواع پرتابهها را بر اساس اصول آئرودینامیک طراحی میکنند. در هر یک از این موارد لازم است که مقاومت آئردینامیکی وارد بر جسم به هنگام حرکت در هوا به کمترین مقدار برسد. این نوع طراحی را مقاومت - کاهی مینامند. زیرا این طراحی عبور هوا را در اطراف جسم تسهیل میکند و نیروی مقاومت وارد بر جسم را به حداقل میرساند دو مثال عملی برای آئرودینامیکآهنگ مصرف انرژی در اتومبیل استانداردی که با سرعت حدود 6۵ km/h حرکت میکند، در حدود 72w است. تقریبا 4.6w از این انرژی صرف غلبه بر مقاومت آئرودینامیکی یا مقاومت هوا میشود. مطالعات تجربی نشان میدهد که توان لازم برای اینکه اتومبیلی بتواند بر مقاومت هوا غلبه کند تقریبا به نسبت مکعب سرعت آن افزایش مییابد. بنابراین توان لازم برای غلبه بر مقاومت هوا برای اتومبیلی که با سرعت130 km/h در حرکت است، هشت برابر توان لازم برای اتومبیلی است که با سرعت 65 km/h حرکت میکند اساس آئرودینامیک یکی از مفیدترین تحلیلهای آئرودینامیکی ، بررسی حرکت گوی کروی در هواست. حرکت کرهای با سقوط آزاد در هوا را با استفاده از رابطهای پس کششی (یا مقاومتی) که به قانون استوکس مشهور است، میتوان بررسی کرد. این قانون به صورت6πηrv = نیروی پس کششینوشته میشود که در آن η ضریب چسبندگی هوا ، r شعاع کره ، v سرعت کره است. این نیروی مقاومت در خلاف جهت نیروی ناشی از گرانی (یا وزن) بر جسم وارد میشود. بررسی حالات فیزیکی اجسام در آئرودینامیک (مسیر حرکت در حرکت جسم کروی در هوا ) در وضعیت حرکت توپهای بیسبال ، تنیس ، گلف ، بستکبال ، وزنه برداری پرتاب شده در پرتاب وزنه را میتوان بر اساس سیر حرکت کرهای که در هوا پرتاب شده است بررسی کرد. در تمام این موارد نیروی مقاومت کند کننده وارد بر توپ متحرک با مربع سرعت کره در هوا متناسب است. به همین ترتیب نیروی مقاومت وارد بر دوندهای که با سرعت V در جهت مخالف با بادی که با سرعتV میوزد در حرکت است متناسب خواهد بود. با (V+v)2پرش طول در پرش طول نیروی مقاومتی حرکت ورزشکار را پیش از جدا شدن از زمین کند میکند و همچنین سرعت پرش وی را در هوا کاهش میدهد. در این تحلیل ، چگالی هوا نیز نقش دارد. برای مثال در بازیهای المپیک شهر مکزیک ، برای پرش رکوردهایی کسب شد که میتوان کاهش چگالی هوا را که ناشی از ارتفاع زیاد محل مسابقات بود در آنها موثر دانست. اثر حفاظتیمیتوان نشان داد که اثر حفاظتی دویدن پشت سر دوندهای دیگر میتواند مقاومت وارد بر دونده پشت سری را به مقدار 1/2 تا 1/5 نیروی مقاومت وارد بر دونده جلویی کاهش بدهد. این مطلب ، مبنای فیزیکی روشهای دوندگان با تجزیه رمی است که "زیر سایه رقیب" حرکت میکنند. همین اصل را در مورد دوچرخه سواری نیز میتوان بکار برد که نتیجه موثرتری دارد. زیرا سرعتهای دوچرخه سواری بیش از دو برابر سرعتهای دویدن هستند. اثر حفاظتی برای دوچرخه سواران نشان میدهد که نیروی مقاومت وارد بر دوچرخه سوار جلویی هشت برابر نیروی مقاومت وارد بر دونده عقبی است. به این ترتیب نیروی مقاومت وارد بر دوچرخه عقبی دست کم به 1/3 کاهش خواهد یافت
|
|
+ نوشته شده در
Mon 29 Jan 2007ساعت 11:24 توسط جستجو گر علم |
|
يك سيارك ناشناخته شامگاه جمعه 24 آذر 85 از نزديكي زمين عبور كردمنجمان چك از رصدخانه كلت در جنوب اين كشور يك سيارك ناشناخته را كشف كردند كه شامگاه جمعه از فاصله 600 هزار كيلومتري زمين عبور كرد.
|
|
+ نوشته شده در
Thu 4 Jan 2007ساعت 20:45 توسط جستجو گر علم |
|
|
براي تشويق جوانان ايران به فعاليتهاي علمي، انجمن فيزيك ايران هر سال به يكي از پژوهشگراني كه كار ممتاز و شايسته تحسين در يكي از شاخههاي فيزيك ارايه كنند " جايزه حسابي" اهدا ميكند.
بر اساس گزارش انجمن فيزيك ايران، به برنده اين جايزه در مراسمي كه در كنفرانس سالانه برگزار ميشود لوح تقدير انجمن فيزيك ايران اهدا ميشود. كساني ميتوانند براي دريافت اين جايزه داوطلب شوند كه تاريخ تولد آنها پس از اول فروردين ماه سال ۱۳۶۰باشد. داوطلبان بايد درخواست خود را همراه با مشخصات كامل و مدارك مربوط حداكثر تا تاريخ ۳۱تيرماه سال جاري به دفتر انجمن فيزيك ايران ارسال كنند. زمان اهداي جوايز ۶تا ۹شهريور ماه در دانشگاه شاهرود خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
Wed 24 May 2006ساعت 14:33 توسط جستجو گر علم |
|
|
دانشمنداني كه اميدوارند از نقاط كوانتومي به عنوان واحدهاي ساختماني نسل جديد رايانهها استفاده نمايند، روشي براي ايجاد ارتباط مابين آنها پيدا نمودهاند.
نشريه فناوري نانو در شماره جديد نوشت: الاحمدي، دانشجوي دكتراي دانشگاه اوهايو با همكارانش يافتههاي مربوط به اين تحقيق را در شماره اخير مجله Applied Physics Lettersبه چاپ رسانده و ميگويد: "اساسا نقاط كوانتومي با همديگر صحبت ميكنند." اگر بخواهيم مقايسهاي انجام دهيم، ميتوانيم بگوييم كه قطر متوسط يك سلول زيستي حدود ۱۰۰۰نانومتر ميباشد. محققان بر اين باورند كه نقاط كوانتومي ميتوانند در توسعه فناوري نانو بسيار سودمند باشند، چرا كه اين نقاط تطبيق پذير و يك شكل ميباشند و اين امر باعث ميشود تا تغييرات و معايب احتمالي مواد حذف شوند. محققان در تحقيق اخير براي اولين بار از يك مدل تئوري استفاده نموده و نشان دادند كه چگونه تابش انرژي نوري بر روي نقاط كوانتومي باعث ميشود آنها بالافاصله به صورت منسجم انرژي را منتقل نمايند. آنها دريافتند كه اگر نقاط كوانتومي را در يك فاصله مشخص نسبت به همديگر (بزرگ تر از شعاع نقاط) قرار دهيم، امواج نور ميان اين در تحقيق قبلي هنگام انتقال امواج ميان اين ذرات، طول موج آنها تغيير نموده و يا مبادله انرژي به صورت نامنظم صورت ميگرفت و اين امر موجب ايجاد اختلال در ارتباط ميان نقاط كوانتومي ميشد. نتايج اين تحقيق نشان ميدهد كه ميتوان راهي براي انتقال دادهها از طريق امواج نوري پيدا كرد كه اين امر زمينه را براي توليد رايانه كوانتومي نوري فراهم ميكند. در رايانههاي معمولي موجود، انتقال اطلاعات توسط بار الكتريكي صورت ميگيرد ولي در رايانههاي كوانتومي نوري اين كار با استفاده از نور انجام خواهد شد. الاحمدي ميگويد: "ايده اصلي اين است كه فرايند پردازش را سريع تر و كوچك تر نماييم." نقاط كوانتومي را ميتوان به بيمار تزريق كرد و سپس از ابزاري كه داراي نقاط كوانتومي بيشتر است براي تشخيص موقعيت آنها در زير پوست بهره برد. بنا بر اضهارات محققان در تحقيقات زيستي كه بر موشها صورت گرفته است، موفقيت زيادي با اين روش تصويربرداري حاصل شده است. اين نقاط كوانتومي نسبت به مواد شيميايي موجود كه براي افزايش وضوح تصويربرداري استفاده ميشوند، اثرات جانبي كمتري داشته و در نهايت مي توانند جايگزين اين مواد شوند. الاحمدي ميافزايد كه استفاده از انرژي نوري به جاي الكتريسيته ميتواند به خنك نگه داشتن رايانهها نيز كمك كند، چرا كه انرژي نوري به اندازه الكتريسيته گرما توليد نميكند. |
|
+ نوشته شده در
Sun 7 May 2006ساعت 17:12 توسط جستجو گر علم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
Fri 5 May 2006ساعت 12:35 توسط جستجو گر علم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
يا حي يا قيوم
فضا خاموش و درگاه قضا دور است که از افلاک عالم بگذرد پژواک این فریاد ريسمان نگاهم را به خط ممتد افق گره می زنم. کجاست آن آسمان صبور؟ صورت انديشه ام سيلي ز آسمان مي خورد آخرين برگ از کتاب ستاره ها، تا مي خورد آسمونی باشید *ستارگان کویر یزد* |
| آرشیو موضوعی |
|
صورفلکی رصد فیزیک اخبار روز نجوم و غیرو بزرگان علم متفرقه مقالات اندر احوالات نجوم و غیرو |
|
RSS
|